کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۵۷ - دولت ز در باز آمدی ما را پس از بی دولتی...

1

دولت ز در باز آمدی ما را پس از بی دولتی

گر رخ نمودی ترک ما «بعداللتیا واللتی»

2

می زیبد او را سلطنت، زیرا که پیش درگهش

هر شب خروش عاشقان باشد چو کوس نوبتی

3

از سرکشی او چون علم در جنگ با ما روز و شب

ما در برش زاری کنان مانند کوس نوبتی

4

دادم به زلفش دوش دل، چشمش به ترکی گفت: هی!

او را چو کردی پیشکش، ما را نیاری خدمتی؟

5

من می توانم بوسها دزدیدن از لعلش ولی

چشمش چو غوغا می کند می ترسم از بی حرمتی

6

شکر به دامن می کشند از لعل او تردامنان

وانگه دل بیمار من می میرد از بی شربتی

7

ای اوحدی، چون طاقت جورش نیاوردی دگر

بر یار هر جایی منه خاطر، که صاحب غیرتی

8

شهر کسانست این، دگر بر نیکوان عاشق مشو

گردن به مسکینی بنه، مادام کندر غربتی

متن شعر کپی شد.