کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۰۱ - باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی...

1

باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی

توفان موج خیزم زین چشم تر بریزی

2

هر ساعتی به شکلی، هر لحظه ای بینگی

دوداز دلم برآری، خون از جگر بریزی

3

گر تشنه ای به خونم، حاکم تویی،ولیکن

در پای خویش ریزش،روزی اگر بریزی

4

مانند آفتابی، کز بس شعاع خوبی

چون دیده بر تو دوزم، نور از نظر بریزی

5

در شهر اگر نماند شکر، چه غم؟ که روزی

لعل تو گر بخندد، شهری شکر بریزی

6

بالله که برنگیرم سر ز آستانه تو

گر خنجرم چو باران بر فرق سر بریزی

7

صد نوبت اوحدی را خون ریختی و گر تو

آنی که می شناسم، بار دگر بریزی

متن شعر کپی شد.