کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۰۳ - تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟...

1

تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟

که ما را می رسد رندی و بی باکی و قلاشی

2

بدین ریش تراشیده قلندر کی شوی؟ چون تو

جوالی موی در پوشی و مشتی پشم بتراشی

3

ازین صورت چه می خواهی؟ دوای سیرت بد کن

که تقصیری نکرد ایزد درین صورت به نقاشی

4

کجا شیرین شود کام تو از حلوای خرسندی؟

که مانند نمکدان در قفای سفره آشی

5

ترا با دیگران جنگست و دشمن در بن خانه

به گرد نفس خود بر گرد، اگر در بند پرخاشی

6

گرت سرسبزیی باید، درین صورت به صدق دل

به آب دیده باید کرد سال و ماه فراشی

7

به درویشی و مسکینی چو دستت می دهد چیزی

چرا در پای درویشان و مسکینان نمی پاشی!

8

تو بر کن چشم معنی را و بنگر نیک، تا با خود

چه رخ پوشیدگان بینی ز هر سویی به جماشی؟

9

بسان اوحدی این جا بنه در نیستی گردن

که کاری بر نمی آید ز خود بینی و بواشی

متن شعر کپی شد.