کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۰۶ - سنت آنست که خاک کف پایش باشی...

1

سنت آنست که خاک کف پایش باشی

فرض واجب که به فرمان و برایش باشی

2

گر نخواهی که به حسرت سر انگشت گزی

در پناه رخ انگشت نمایش باشی

3

ماه را دیدم و گفتم: تو بگیری جایش

بازگفتم: تو نه آنی که به جایش باشی

4

گرهی بازکن از بند دو زلفش به نیاز

ای دل، آنروز که در بند گشایش باشی

5

اوحدی، دست بدار از سخن دوست، که او

به وفا سر ننهد، گر تو خدایش باشی

6

گر به رنج غم او کوفته گردی صد بار

بوی آن نیست که در صحن سرایش باشی

متن شعر کپی شد.