کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۳۱ - نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی...

1

نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی

در هجرش این مذلت و خواری نبردمی

2

بی او ز جان ملول شدم، کو خیال او؟

تا جان خود به دست خیالش سپردمی

3

از باد صبح گاه درین تنگنای هجر

گر بوی او به من نرسیدی به مردمی

4

کو آن توان و توش؟ کزین خاکدان غم

خود را به آستان در دوست بردمی

5

صافی کجا شدی دلم از دردی جهان؟

گر من نه در حمایت این صاف و دردمی

6

اندر شمار دیدن او نام من کجاست؟

تا بعضی از جنایت او برشمردمی

7

گر نقش روی خود ننهفتی ز چشم من

من نام اوحدی ز ورق بر ستردمی

متن شعر کپی شد.