کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۴۵ - عارت آمد که دمی قصه ما گوش کنی؟...

1

عارت آمد که دمی قصه ما گوش کنی؟

قصه غصه این بی سر و پا گوش کنی؟

2

پادشاهی تو، ازین عیب نباشد که دمی

حال درویش بپرسی و دعا گوش کنی

3

چه زیان دارد؟ اگر بی سر و پایی روزی

عرضه دارد سخنی وز سر پا گوش کنی

4

گوش بر قول حسودان مکن، ای رانه رواست

که صوابی بگذاری و خطا گوش کنی

5

با تو از راستی قد تو می باید گفت

کان چه از صدق بگویم به صفا گوش کنی

6

خلق گویند که: با او سخن خویش بگوی

من گرفتم که بگویم، تو کجا گوش کنی؟

7

به خدا، گر بودت هیچ زیان گر نفسی

قصه اوحدی از بهر خدا گوش کنی

متن شعر کپی شد.