کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۴۸ - جفا بر کسی بیش ازین چون کنی؟...

1

جفا بر کسی بیش ازین چون کنی؟

که هر دم به نوعی دلش خون کنی

2

تو روزی ز دست غم خود مرا

به صحرا دوانی و مجنون کنی

3

نگویم به کس حال بیداد تو

که ترسم بگویند و افزون کنی

4

نمی دارم از دامنت دست باز

گرم دامن دیده جیحون کنی

5

برآنی که بر من کنی رحمتی

چه سودم دهد؟ گر نه اکنون کنی

6

نبود این گمان اوحدی را بتو

که با او دل خود دگرگون کنی

متن شعر کپی شد.