کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵۶ - ز دست کس نکشیدم جفا و مسکینی...

1

ز دست کس نکشیدم جفا و مسکینی

مگر ز دست تو کافر، که دشمن دینی

2

چو دیده همه کس دیدن تو میخواهد

کسی چه عیب تو گوید؟ که: خویشتن بینی

3

اگر پیاده روی، سرو گلشن جانی

وگر سوار شوی، شمع خانه زینی

4

شب شراب که باشد رخ تو شاهد و شمعی

بجز لب تو نیاید بکار شیرینی

5

ندانمت که به دست که اوفتادی باز؟

عجب که دست نبوسند کش تو شاهینی!

6

به درد مند غم او رمن که میگوید؟

مکن حکایت درمان چو درد او چنین

7

میان به جستن یار، اوحدی،چنان دربند

که تا به دست نیاید ز پای ننشینی

متن شعر کپی شد.