کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸۱ - ای نافه چینی ز سر زلف تو بویی...

1

ای نافه چینی ز سر زلف تو بویی

ماه از هوست هر سرمه چون سر مویی

2

شوق تو ز بس جامه که بر ما بدرانید

نی کهنه رها کرد که پوشیم و نه نویی

3

از باده وصل تو روا نیست که دارد

هر کس قدحی در کف و ما کشته بویی

4

من شیشه خود بر سر کوی تو شکستم

کز سنگ تو بیرون نتوان برد سبویی

5

مجموع تو در خانه و مرد و زن شهری

هر یک ز فراق تو پراگنده به سویی

6

یک روز برون آی، که هستند بسی خلق

در حسرت دیدار تو بر هر سر کویی

7

چون اوحدی از هر دو جهان روی بتابیم

آن روز که روی تو ببینم و چه رویی؟

متن شعر کپی شد.