کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸۵ - مشتاق آن نگارم آیا کجاست گویی؟...

1

مشتاق آن نگارم آیا کجاست گویی؟

با ما نمی نشیند بی ما چراست گویی؟

2

ما در هوای رویش چون ذره گشته پیدا

وین قصه خود بر او باد هواست گویی

3

صد بار کشت ما را نادیده هیچ جرمی

در دین خوبرویان کشتن رواست گویی

4

نزدیک او شد آن دل کز غم شکسته بودی

این غم هنوز دارم آن دل کجاست گویی؟

5

از زلف کژرو او گر بشنوی نسیمی

تا زنده ای حکایت زان سر و راست گویی

6

با دیگران بیاری آسان بر آورد سر

این ناز و سر گرانی از بخت ماست گویی

7

خون دلم بریزد و آنگاه خشم گیرد

آنرا سبب ندانم این خون بهاست گویی

8

گفتا که: جان شیرین پیش من آر و زین غم

تن خسته شد ولیکن دل را رضاست گویی

9

از اوحدی دل و دین بردند و عقل و دانش

رخت گزیده گم شد، دزد آشناست گویی

متن شعر کپی شد.