کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

جوانی خار کن بر خار می خفت

کسی گل بر سرش کرد، آن جوان گفت

2

مرا تا خار دامن گیر گشتست

گل اندر خاطرم کمتر گذشتست

3

ز خاری هر که او پیوند بیند

همان بهتر که: گل دیگر نچیند

4

به تنهایی مرا خاری تمامست

وصال گل به انبازی حرامست

5

درین بستان گل رنگین چه جویی؟

که دارد حسن او داغ دو رویی

6

اگر خاری کند وقت ترا خوش

بر افشان دامن گل را به آتش

7

ز گل رویان تر دامن چه جویی؟

که بر هرکس بخندد از دو رویی

8

بتان بی وفا خود را پرستند

دلیران این چنین بتها شکستند

متن شعر کپی شد.