غزل · اوحدی
غزل
1
دل از ما بر گرفتی، یاد می دار
جفا از سر گرفتی، یاد می دار
2
به دست من ندادی زلف و بامن
به مویی در گرفتی، یاد می دار
3
چو دستم تنگ دیدی، چون دهانت
کسی دیگر گرفتی، یاد می دار
4
مرا درویش دیدی، رفتی از غم
رخم در زر گرفتی، یاد می دار
5
دل من ریش کردی، دیگری را
چو جان در بر گرفتی، یاد می دار
6
مرا چون حلقه بر در دیدی، اکنون
به ترک در گرفتی، یاد می دار
7
گرفتی دست یکسر دوستان را
مرا کمتر گرفتی، یاد می دار
8
چو دیدی در سر من سوز مهرت
ز کین خنجر گرفتی، یاد می دار
9
چو سر گردان بدیدی اوحدی را
زبانش بر گرفتی، یاد می دار