سایر · اوحدی
شنیدن عاشق سخن معشوق را
1
به زودی قاصدی این نامه چون باد
بیاورد و بدان آشفته دل داد
2
چو عاشق دید کار خویش مشکل
به زاری با دل خود گفت: کای دل
3
مشو در بند او کز مهر دورست
نمی خواهد ترا، آخر نه زورست
سایر · اوحدی
به زودی قاصدی این نامه چون باد
بیاورد و بدان آشفته دل داد
چو عاشق دید کار خویش مشکل
به زاری با دل خود گفت: کای دل
مشو در بند او کز مهر دورست
نمی خواهد ترا، آخر نه زورست