کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

به گل گفتند: بلبل بس حقیرست

ترا با او چرا این دارو گیرست؟

2

بگفتا: بلبلی کز من زند لاف

بر من به ز ده سیمرغ در قاف

3

دل صافی ترا از لشکری به

درون بی نفاق از کشوری به

4

نظر، کز راستی آید، بلندست

برون از راستی خود ناپسندست

5

به چالاکی نظر جوی از بلندان

ولی پرهیز کن از چشم بندان

6

به پاکی دیده ای کو باز باشد

به صید دل کمند انداز باشد

7

ازو چون سر کشی، از پا نیفتی

میفگن بر زمینش، تا نیفتی

متن شعر کپی شد.