کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

پسری با پدر به زاری گفت

که: مرا یار شو به همسر و جفت

2

گفت: بابا، زنا کن و زن نه

پند گیر از خلایق، از من نه

3

در زنا گر بگیردت عسسی

بهلد، کو گرفت چون تو بسی

4

زن بخواهی، ترا رها نکند

ور تو بگذاریش چها نکند؟

5

از من و مادرت نگیری پند

چند دیدی و نیز دیدم چند

6

آن رها کن که نان و هیمه نماند

ریش بابا بین که: نیمه نماند

متن شعر کپی شد.