سایر · اوحدی
حکایت
1
واعظی وصف حوریان میکرد
شرح حسن عمل بیان میکرد
2
که: بهر مرد بیست حور دهند
جای در باغ و در قصور دهند
3
زنکی پیر از آن میان برخاست
که: همی پرسمت حدیثی راست
4
هیچ در خلد حور نر باشد؟
گفت: بنشین که آنقدر باشد
5
در بهشت ار شوی تو، ای ساده
نهلندت سلیم و نا گاده
6
با زن دول پند بی خرما
گردگانست و گنبد هر ما
7
توشه خود بر آر از انبانش
سر فرو ده درین بیابانش