کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

من شنیدم که صاحب دیذی

داشت ناپاکزاده تلمیذی

2

سالها دیده در سرای سپنج

پر هنر بر سرش مصیبت و رنج

3

تا خرد جمع کرد و دانا شد

هم سخن گوی و هم توانا شد

4

گر چه بسیار مال و جاه بیافت

قرب سلطان و عز شاه بیافت

5

چون وفا در سرشت و زاد نداشت

حق استاد خود بیاد نداشت

6

راستان رنج خود تلف کردند

زانکه در کار ناخلف کردند

7

پاک تن در وفا تمام آید

بدگهر نا پسند و خام آید

8

هر که در سیرت وفا شد گرد

ز وفا راه در فتوت برد

متن شعر کپی شد.