سایر · اوحدی
در تحقیق زیارت قبور
1
نور با جان اگر چه همرنگست
با تنش نیز صحبتی تنگست
2
سوی این روشنی همی پویند
این زیارت که خلق میگویند
3
گر ازین نور اثر ندیدی عام
استخوان را چگونه بردی نام؟
4
تن پاک ار ز جان جدا باشد
نه که بی رحمت خدا باشد
5
نافه از مشک اگر تهی سازند
بوی خوش چون دهد نیندازند
6
گل که با گل نشست خویشی یافت
بر سر آمد که قدر و بیشی یافت
7
صدف آخر نه هم ز صحبت در
گشت غزاز رنگ چهره غر؟
8
مسجدی کندرو نماز کنند
درش از احترام باز کنند
9
قالبی از سر نیاز و یقین
سالها سر نهاده بر خط دین
10
عقل را کرده بنده فرمانی
با دل و جان درست پیمانی
11
گر چه از دیده ها نهان گردد
خاک او قبله جهان گردد
12
روح او حاضرست و داننده
کام هر کس بدو رساننده
13
تو که در حق مرده این گویی
زندگان را چرا نمیجویی؟
14
به مقامات عارفان کن کار
به کرامات واصلان اقرار