کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

شد غلام ملک به می خوردن

بشدند از پیش به پی کردن

2

یافتندش به کنج میخانه

مفلس و عور و مست و دیوانه

3

پس بگفتند پند و هیچ نگفت

میکشیدند و او دگر میخفت

4

رند کی میگذشت آشفته

بارها خانه پدر رفته

5

دید کان گیرو ده مجازی نیست

گفت: خشم ملوک بازی نیست

6

بهلیدش چنانکه مست افتد

که بلا بیند ار به دست افتد

7

خواجه هر چند پر هنر داند

جرم خود بنده نیکتر داند

8

قصه این پسر بپرس ازمن

کین خمارش به از خمار شکن

9

آنچه گفتیم حال دانا بود

که به علم و بدین توانا بود

متن شعر کپی شد.