کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷ - گر راه بود بر سر کوی تو صبا را...

1

گر راه بود بر سر کوی تو صبا را

در بندگیت عرضه کند قصه ما را

2

ما را به سرا پرده قربت که دهد راه

برصدر سلاطین نتوان یافت گدا را

3

چون لاله عذاران چمن جلوه نمایند

سر کوفته باید که بدارند گیا را

4

گر ره بدواخانه مقصود نیابیم

در رنج بمیریم و نخواهیم دوا را

5

مرهم ز چه سازیم که این درد که ما راست

دانیم که از درد توان جست دوا را

6

فریاد که دستم نگرفتند و به یکبار

از پای فکندند من بی سر و پا را

7

از تیغ بلا هر که بود روی بتابد

جز من که به جان میطلبم تیغ بلا را

8

هنگام صبوحی نکشد بی گل و بلبل

خاطر بگلستان من بی برگ و نوا را

9

روی از تو نپیچم وگر از شست تو آید

همچون مژه در دیده کشم تیغ بلا را

10

بیرون نرود یک سر مو از دل خواجو

نقش خط و رخسار تو لیلا و نهارا

متن شعر کپی شد.