کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸ - چو در نظر نبود روی دوستان ما را...

1

چو در نظر نبود روی دوستان ما را

به هیچ رو نبود میل بوستان ما را

2

رقیب گومفشان آستین که تا در مرگ

به آستین نکند دور از آستان ما را

3

به جان دوست که هم در نفس بر افشانیم

اگر چنانکه کند امتحان به جان ما را

4

چه مهره باخت ندانم سپهر دشمن خوی

که دور کرد بدستان ز دوستان ما را

5

به بیوفائی دور زمان یقین بودیم

ولی نبود فراق تودر گمان ما را

6

چو شد مواصلت و قرب معنوی حاصل

چه غم ز مدت هجران بیکران ما را

7

گهی که تیغ اجل بگسلد علاقه روح

بود تعلق دل با تو همچنان ما را

8

اگر چنان که ز ما سیل خون بخواهی راند

روا بود به جدائی ز در مران ما را

9

وگر حکایت دل با تو شرح باید داد

گمان مبر که بود حاجت زبان ما را

10

شدیم همچو میانت نحیف و نتوان گفت

که نیست با کمرت هیچ در میان ما را

11

گهی کز آن لب شیرین سخن کند خواجو

ز نوش ناب لبالب شود دهان ما را

متن شعر کپی شد.