کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷ - ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را...

1

ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را

می پرستانیم در ده باده گلفام را

2

زاهدانرا چون ز منظوری نهانی چاره نیست

پس نشاید عیبت کردن رند درد آشام را

3

احتراز از عشق میکردم ولی بیحاصلست

هر که از اول تصور میکند فرجام را

4

من ببوی دانه خالش بدام افتاده ام

گر چه صید نیکوان دولت شمارد دام را

5

هر که او را ذره ئی با ماهرویان مهر نیست

بر چنین عامی فضیلت می نهند انعام را

6

شام را از صبح صادق باز نشناسم ز شوق

چون مهم پرچین کند برصبح صادق شام را

7

گر بدینسان بر در بتخانه چین بگذرد

بت پرستان پیش رویش بشکنند اصنام را

8

بر گدایان حکم کشتن هست سلطانرا ولیک

هم بلطف عام او امید باشد عام را

9

چون به هر معنی که بینی تکیه بر ایام نیست

حیف باشد خواجو ار ضایع کنی ایام را

متن شعر کپی شد.