کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲ - بگوئید ای رفیقان ساربان را...

1

بگوئید ای رفیقان ساربان را

که امشب باز دارد کاروان را

2

چو گل بیرون شد از بستان چه حاصل

زغلغل بلبل فریاد خوان را

3

اگر زین پیش جان میپروریدم

کنون بدرود خواهم کرد جان را

4

بدار ای ساربان محمل که از دور

ببینم آن مه نامهربان را

5

دمی بر چشمه چشمم فرود آی

کنون فرصت شمار آب روان را

6

گر آن جان جهان را باز بینم

فدای او کنم جان و جهان را

7

چو تیر ار زانکه بیرون شد ز شستم

نهم پی بر پی آن ابرو کمان را

8

شکر بر خویشتن خندد گر آن ماه

بشکر خنده بگشاید دهان را

9

چو روی دوستان باغست و بستان

بروی دوستان بین بوستان را

10

چو می دانی که دورانرا بقا نیست

غنیمت دان حضور دوستان را

متن شعر کپی شد.