کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵ - شبی که راه هم آه آتش افشان را...

1

شبی که راه هم آه آتش افشان را

ز دود سینه کنم تیره چشم کیوان را

2

ببر طبیب صداع از سرم که این دل ریش

ز بهر درد فدا کرده است درمان را

3

مگر حکایت طوفان چو اشک ما بینی

که ما ز چشم بیفکنده ایم طوفان را

4

بقصد جان من آن کس که میکشد شمشیر

نثار خنجر خون ریز او کنم جان را

5

عجب نباشد اگر تشنه جمال حرم

ز آب دیده لبالب کند بیابان را

6

بعزم کعبه چو محمل برون برد مشتاق

بسوزد از نفس آتشین مغیلان را

7

نوباد پای زمین کوب را بجلوه درآر

که ما به دیده زنیم آب خاک میدان را

8

مگو بگوی که سرگشته از چه میگردی

اگر چنانکه ندانی بپرس چوگان را

9

مکن ملامت خاجو که از گل صد برگ

مجال صبر نباشد هزار دستان را

متن شعر کپی شد.