کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸ - آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را...

1

آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را

ننگرد هیچ که خلقی نگرانند او را

2

سرو را بر سر سرچشمه اگر جای بود

جای آن هست که بر چشم نشانند او را

3

حیف باشد که چنان روی ببیند هرکس

زانک کوته نظران قدر ندانند او را

4

هست مقصود دلم زان لب شیرین شکری

بود آیا که بمقصود رسانند او را

5

راز عشاق چو از اشک نماند پنهان

فرض عینست که از دیده برانند او را

6

هر که جان در قدمش بازد و قدری داند

اهل دل عاشق جانباز نخوانند او را

7

خواجو ار تشنه بمیرد بجز از مردم چشم

آبی این طایفه برلب نچکانند او را

متن شعر کپی شد.