کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱ - خرقه رهن خانه خمار دارد پیر ما...

1

خرقه رهن خانه خمار دارد پیر ما

ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما

2

گر شدیم از باده بدنام جهان تدبیر چیست

همچنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما

3

سرو را باشد سماع از ناله دلسوز مرغ

مرغ را باشد صداع از ناله شبگیر ما

4

داوری پیش که شاید برد اگر بی موجبی

خون درویشان بی طاقت بریزد میر ما

5

هم مگر لطف تو گردد عذر خواه بندگان

ورنه معلومست کز حد میرود تقصیر ما

6

صید آن آهوی روبه باز صیاد توئیم

ما شکار افتاده و شیر فلک نخجیر ما

7

تا دل دیوانه در زنجیر زلفت بسته ایم

ای بسا عاقل که شد دیوانه زنجیر ما

8

از خدنگ آه عالم سوز ما غافل مشو

کز کمان نرم زخمش سخت باشد تیر ما

9

ره مده در خانقه خواجو کسی را کاین نفس

با جوانان عشرتی دارد بخلوت پیر ما

متن شعر کپی شد.