کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴ - اگر سرم برود در سر وفای شما...

1

اگر سرم برود در سر وفای شما

ز سر برون نرود هرگزم هوای شما

2

بخاک پای شما کانزمان که خاک شوم

هنوز بر نکنم دل ز خاک پای شما

3

چو مرغ جان من از آشیان هوا گیرد

کند نزول بخاک در سرای شما

4

در آن زمان که روند از قفای تابوتم

بود مرا دل سرگشته در قفای شما

5

شوم نشانه تیر قضا بدان اومید

که جان ببازم و حاصل کنم رضای شما

6

کرا بجای شما در جهان توانم دید

چرا که نیست مرا هیچکس بجای شما

7

ز بندگی شما صد هزارم آزادیست

که سلطنت کند آنکو بود گدای شما

8

گرم دعای شما ورد جان بود چه عجب

که هست روز و شب اوراد من دعای شما

9

کجا سزای شما خدمتی توانم کرد

جز اینکه روی نپیچم ز ناسزای شما

10

غریب نیست اگر شد ز خویش بیگانه

هر آن غریب که گشستست آشنای شما

11

اگر بغیر شما می کند نظر خواجو

چو آب می شودش دیده از حیای شما

متن شعر کپی شد.