غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۴۰ - ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب...
1
ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
قند مصر از شور یاقوت تو چون شکر در آب
2
عنبرین خطت که چون مشک سیه بر آتشست
مینماید گرد آتش گردی از عنبردرآب
3
بر گل خودروی رویت کبروی حسن از اوست
سبزه سیراب را بنگر چو نیلوفر در آب
4
تا بر آب افکند زلفت چنبر از سیلاب چشم
پیکرم بین غرقه در خونست چون چنبر در آب
5
مردم دریا نیندیشد ز طوفان زان سبب
مردم چشمم فرو بردست دایم سر در آب
6
گر چه زر در خاک میجویم که از خاکست زر
روی زردم بین در آب دیده همچون زر در آب
7
عیب مجنون گو مکن لیلی که شرط عقل نیست
گر نداند حال دردش گو برو بنگر در آب
8
کشتیی برخشک میرانیم در دریای عشق
وین تن خاکی ز چشم افتاده چون لنگر در آب
9
چون بنوک خامه خواجو شرح مشتاقی دهد
چشم خونبارش دراندازد روان دفتر در آب