غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۴۷ - ای کرده ماه را از تیره شب نقاب...
1
ای کرده ماه را از تیره شب نقاب
در شب فکنده چین بر مه فکنده تاب
2
مشک است یا خط است یا شام شب نمای
ماه است یا رخ است یا صبح شب نقاب
3
با سرو قامتت شمشاد گو مروی
با ماه طلعت خورشید گو متاب
4
ای برده آب من زان لعل آبدار
وی بسته خواب من زان چشم نیم خواب
5
چون آتش رخت برد آبروی من
زان آب آتشی بر آتشم زن آب
6
زلف تو بر رخت شام است برسحر
عشق تو در دلم گنج است در خراب
7
ای سرو سیمتن صبح است در فکن
در جام آبگون آن آتش مذاب
8
خادم! بسوز عود، مطرب! بساز چنگ،
بلبل! بزن نوا، ساقی! بده شراب
9
صوفی چو صافئی درد مغان بنوش
خواجو چو عارفی روی از بتان متاب