کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۶ - طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب...

1

طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب

زانک نبود سنبل سیراب در بستان غریب

2

ای که گفتی گرد لعلش خط مشگین از چه روست

خضر نبود برکنار چشمه حیوان غریب

3

گر بنالم در هوای طلعتش عیبم مکن

در بهاران نبود از مرغ چمن افغان غریب

4

سنبلش بی وجه نبود گر بود شوریده حال

زانک افتادست چون هند و بترکستان غریب

5

ور دلم در چین زلفش بس غریب افتاده است

در دلم نبود غمش چون گنج در ویران غریب

6

برغریبان رحمت آور چون غریبی در جهان

زانک نبود از خداوند کرم احسان غریب

7

چشم مستت گر بریزد خون هر بیچاره ئی

چاره نبود زانک نبود فتنه از مستان غریب

8

گر به شمشیرم کشی حکمت روان باشد ولیک

بر گدا گر رحمت آرد نبود از سلطان غریب

9

در رهت خواجو بتلخی جان شیرین داد و رفت

هر گز آمد در دلت کایا کجا رفت آن غریب

متن شعر کپی شد.