غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۵۷ - ای که از سرچشمه نوشت برفت آب نبات...
1
ای که از سرچشمه نوشت برفت آب نبات
مرده مرجان جان افزای تست آب حیات
2
از چمن زیباتر از قدت کجا خیزد نهال
وز شکر شیرین تر از خطت کجا روید نبات
3
عنبر زلف تو بر کافور میبندد نقاب
سنبل خط تو بر یاقوت میرد برات
4
پرده بر رخ میکشی وز ما نمیداری حجاب
خستگان را میکشی وز کس نمیباشد حیات
5
حال مجنون شرح دادن با دلم دیوانگیست
همچون پیش طرهایت ذکر لیلی ترهات
6
تا برفتی همچو آب از چشم دریا بار من
پیش جیحون سرشکم میرود آب فرات
7
بنده ام تا زنده ام گر میکشی ور میکشی
زخم پیکان تو مرهم باشد و بندت نجات
8
از دهانت بوسه ئی جستم زکوه حسن را
گفت خاموش ای گدا برهیچ کی باشد زکوه
9
با خیالت دوش می گفتم که مردم از غمت
گفت خواجو گوئیا نشنیده ئی من عاش مات