کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۶ - یاد باد آن روز کز لب بوی جان می آمدت...

1

یاد باد آن روز کز لب بوی جان می آمدت

خط بسوی خاور از هندوستان می آمدت

2

هر زمان از قلب عقرب کوکبی می تافتت

هر نفس سنبل نقاب ارغوان می آمدت

3

چون خدنگ چشم جادو می نهادی در کمان

ناوک مژگان یکایک برنشان می آمدت

4

چون ز باغ عارضت هر دم بهاری می شکفت

هر زمان مرغی بطرف گلستان می آمدت

5

در چمن هر دم که چون عرعر خرامان می شدی

خنده بر بالای سرو بوستان می آمدت

6

چون جهان را برخ آرام جان می آمدی

از جهان جان ندا جان و جهان می آمدت

7

در تکلم لعل شیرینت چو می شد در فشان

چشمه های آب حیوان از دهان می آمدت

8

چون میان بوستان از دوستان رفتی سخن

گاه گاهی نام خواجو بر زبان می آمدت

متن شعر کپی شد.