غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۶۸ - ساقیا ساغر شراب کجاست...
1
ساقیا ساغر شراب کجاست
وقت صبحست آفتاب کجاست
2
خستگی غالبست مرهم کو
تشنگی بیحدست آب کجاست
3
درد نوشان درد را به صبوح
جز دل خونچکان کباب کجاست
4
همه عالم غمام غم بگرفت
خور رخشان مه نقاب کجاست
5
لعل نابست آب دیده ما
آن عقیقین مذاب ناب کجاست
6
تا بکی اشک بر رخ افشانیم
آخر آن شیشه گلاب کجاست
7
بسکه آتش زبانه زد در دل
جگرم گرم شد لعاب کجاست
8
از تف سینه و بخار خمار
جانم آمد بلب شراب کجاست
9
دلم از چنگ می رود بیرون
نغمه زخمه رباب کجاست
10
بجز از آستان باده فروش
هر شبم جایگاه خواب کجاست
11
دل خواجو ز غصه گشت خراب
مونس این دل خراب کجاست