کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۰ - منزلگه جانست که جانان من آنجاست...

1

منزلگه جانست که جانان من آنجاست

یا روضه خلدست که رضوان من آنجاست

2

هردم بدلم می رسد از مصر پیامی

گوئیکه مگر یوسف کنعان من آنجاست

3

پر می زند از شوق لبش طوطی جانم

آری چکنم چون شکرستان من آنجاست

4

هر چند که در دم نشود قابل درمان

درد من از آنست که درمان من آنجاست

5

شاهان جهان را نبود منزل قربت

آنجا که سراپرده سلطان من آنجاست

6

جائیکه عروسان چمن جلوه نمایند

گل را چه محل چونکه گلستان من آنجاست

7

برطرف چمن سرو سهی سر نفرازد

امروز که آن سرو خرامان من آنجاست

8

بستان دگر امروز بهشتست ولیکن

هرجا که توئی گلشن و بستان من آنجاست

9

مرغان چمن باز چو من عاشق و مستند

کان نرگس مست و گل خندان من آنجاست

10

گر نیست وصولم به سراپرده وصلت

زینجا که منم میل دل و جان من آنجاست

11

از زلف تو کوته نکنم دست چو خواجو

زیرا که مقام دل حیران من آنجاست

متن شعر کپی شد.