غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۷۷ - با منت کینه و با جمله صفاست...
1
با منت کینه و با جمله صفاست
اینهم از طالع شوریده ماست
2
راستی را صنما بی قد تو
کار ما هیچ نمی آید راست
3
هر گیاهی که بروید پس ازین
از سر تربت ما مهر گیاست
4
می کشم درد بامید دوا
گر چه درد از قبلت عین دواست
5
این چه بویست که ناگه بدمید
وین چه فتنه ست که دیگر برخاست
6
باز از ناله مرغان سحر
صبحدم صحن چمن پر غوغاست
7
گر چه در پرورش نطفه خاک
بوی زلفت مدد باد صباست
8
خیز کز نکهت انفاس نسیم
هر سحر پیرهن غنچه قباست
9
گر نه خواجوست که دور از رخ تست
زلف هندوی تو آشفته چراست