کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۸ - با تو نقشی که در تصور ماست...

1

با تو نقشی که در تصور ماست

به زبان قلم نیاید راست

2

حاجت ما توئی چرا که ز دوست

حاجتی به ز دوست نتوان خواست

3

ماه تا آفتاب روی تو دید

اثر مهر در رخش پیداست

4

سخن باده با لبت بادست

صفت مشک باخط تو خطاست

5

در چمن ذکر نارون می رفت

قامتت گفت بر کشیده ماست

6

سرو آزاد پیش بالایت

راستی را چو بندگان بر پاست

7

او چو آزاد کرده قد تست

لاجرم دست او چنان بالاست

8

فتنه بنشان و یک زمان بنشین

که قیامت ز قامتت برخاست

9

هر که بینی بجان بود قائم

جان وامق چو بنگری عذراست

10

از صبا بوی روح می شنوم

دم عیسی مگر نسیم صباست

11

عمر خواجو بباد رفت و رواست

زانک بی دوست عمر باد هواست

متن شعر کپی شد.