غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۸۰ - کفر سر زلف تو ایمان ماست...
1
کفر سر زلف تو ایمان ماست
درد غم عشق تو درمان ماست
2
مجلس ما بی تو ندارد فروغ
زان که رخت شمع شبستان ماست
3
ای که جمالت ز بهشت آیتیست
آیت سودای تو در شان ماست
4
تا دل ما در غم چوگان توست
هر دو جهان عرصه میدان ماست
5
زلف سیاه تو در آشفتگی
صورت این حال پریشان ماست
6
چون نرسد دست به لعل لبت
خاک درت چشمه حیوان ماست
7
گفت خیال تو که خواجو هنوز
عاشق و سرگشته و حیران ماست