غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۸۴ - جمشید بنده در دولتسرای ماست...
1
جمشید بنده در دولتسرای ماست
خورشید شمسه حرم کبریای ماست
2
جعد عروس ماهرخ حجله ظفر
گیسوی پرچم علم سدره سای ماست
3
آن اطلس سیه که شب تار نام اوست
تاری ز پرده در خلوتسرای ماست
4
کیوان که هست برهمن دیر شش دری
با آن علو مرتبه مامور رای ماست
5
گر زیر دست ما بود آفاق دور نیست
کافلاک را چو درنگری زیر پای ماست
6
بنمای ملکتی که نباشد خلل پذیر
ور زانک هست مملکت دیرپای ماست
7
تا چتر ما همای هوای ممالکست
فر همای سایه پر همای ماست
8
ما تاج تارک خلفای زمانه ایم
وآئینه جمال خلافت لقای ماست
9
خورشید آتشین رخ گیتی فروز چرخ
عکسی ز جام خاطر گیتی نمای ماست
10
خواجو سزد که بنده درگاه ما بود
چون شاه هفت کشور گردون گدای ماست