کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵ - رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست...

1

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست

زخم از کسی خوریم که رنجش شفای ماست

2

جائی سرای تست که جای سرای نیست

وانگه در سرای تو خلوتسرای ماست

3

گر ما خطا کنیم عطای تو بیحدست

نومیدی از عطای تو حد خطای ماست

4

روزی گدای کوی خودم خوان که بنده را

این سلطنت بسست که گوئی گدای ماست

5

حاجت بخونبها نبود چون تو می کشی

مقتول خنجر تو شدن خونبهای ماست

6

ما را بدست خویش بکش کان نوازشست

دشنام اگر ز لفظ تو باشد دعای ماست

7

گر می کشی رهینم وگر می کشی رهی

هر ناسزا که آن ز تو آید سزای ماست

8

زهر ار چنانکه دوست دهد نوش دارو است

درد ار چنانک یار فرستد دوای ماست

9

گفتم که ره برد به سرا پرده تو گفت

خواجو که محرم حرم کبریای ماست

متن شعر کپی شد.