کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۹ - شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است...

1

شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است

خط تو آن نبات که از قند رسته است

2

آن هندوی سیه که تواش بند کرده ئی

بسیار قلب صف شکنان کو شکسته است

3

گر زانک روی و موی تو آشوب عالمست

ما را شبی مبارک و روزی خجسته است

4

هر چند نیست با کمرت هیچ در میان

خود را به زر نگر که چنان بر تو بسته است

5

با من مکن به پسته شیرین مضایقت

آخر نه شهر جمله پر از قند و پسته است

6

دانی که برعذار تو خال سیاه چیست

زاغی که بر کناره باغی نشسته است

7

من چون ز دام عشق رهائی طلب کنم

کانکس که خسته است بتیغ تو رسته است

8

گفتم که چشم مست تو خونم بریخت گفت

یک لحظه تن بزن که بخسبد که خسته است

9

خواجو چنین که اشک تو بینم ز تاب مهر

گوئی مگر که رشته پروین گسسته است

متن شعر کپی شد.