کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۹ - آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست...

1

آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست

جان من با گره زلف تو در عهد الست

2

نو عروسان چمن را که جهان آرایند

با گل روی تو بازار لطافت بشکست

3

دلم از زلف کژت جان نبرد زانک درو

هندوانند همه کافر خورشیدپرست

4

چشم مخمور تو گر زانکه ببیند درخواب

هیچ هشیار دگر عیب نگیرد برمست

5

خسروانند گدایان لب شیرینت

خسرو آنست که او را چو تو شیرینی هست

6

دلم از روی تو چون می نشکیبد ز آنروی

ببرید از من و در حلقه زلفت پیوست

7

دوش گفتم که بنشین زانک قیامت برخاست

فتنه برخاست چون آن سرو خرامان بنشست

8

زاده خاطر خواجو که بمعنی بکرست

حیف باشد که برندش بجهان دست بدست

متن شعر کپی شد.