کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۳ - کارم از دست دل فرو بستست...

1

کارم از دست دل فرو بستست

عقلم از جام عشق سرمستست

2

زلف او در تکسرست ولیک

دل شوریده حال من خستست

3

با دلم کس نمی کند پیوند

بجز از حاجبش که پیوستست

4

هر کجا در زمانه دلبندیست

دل در آن زلف دلگسل بستست

5

یا رب این حوری از کدام بهشت

همچو مرغ از چمن برون جستست

6

با منش هر که دید می گوید

فتنه بنگر که با که بنشستست

7

عجب از سنبل تو می دارم

که چه شوریده زبر دستست

8

دل ریشم چو در غمت خون شد

مردم دیده دست ازو شستست

9

گرچه بگسسته ئی دل از خواجو

بدرستی که عهد نشکستست

متن شعر کپی شد.