غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۱۰۴ - خطی کز تیره شب برخور نوشتست...
1
خطی کز تیره شب برخور نوشتست
چه خطست آن که بس در خور نوشتست
2
اگر چه در خورست آن خط ولیکن
خطا کردست کان برخور نوشست
3
خطا گفتم مگر سلطان حسنش
براتی بر شه خاور نوشتست
4
و گر نی اجری خیل حبش را
خراج روم بر قیصر نوشتست
5
و یا توقیع ملک دلبری را
مثالی بر مه از عنبر نوشتست
6
بشیرینی بتم بستست گوئی
بدان افسون که برشکر نوشتست
7
همه راز نهانم مردم چشم
بیاقوت روان بر زر نوشتست
8
تو گوئی منشی دیوان تقدیر
مرا این در ازل بر سر نوشتست
9
بچشم عیب در خواج می بینید
چو می دانید کاینش سرنوشتست