غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۱۰۸ - گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست...
1
گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست
سلطان وقت خویشی و سلطان گدای تست
2
ای صاحب اجل که روی در قفای دل
رخش امل مران که اجل در قفای تست
3
گر نفس راه می زندت کاین طریق نیست
از ره مرو که پیر خرد رهنمای تست
4
زین تابخانه رخت برون بر که کاینات
یک غرفه بر در حرم کبریای تست
5
جای وقوف نیست درین دامگاه دیو
بگذر که این مزابل سفلی نه جای تست
6
از ره مرو بنغمه سرائیدن غراب
چون مرغ روح بلبل بستانسرای تست
7
بر فرش خاک تکیه زدن شرط عقل نیست
چون تختگاه عالم جان متکای تست
8
ای یار آشنا که دم از خویش می زنی
بیگانه شو ز خویش چو یار آشنای تست
9
خواجو اگر بقا طلبی از فنا مترس
چون بنگری فنای تو عین بقای تست