کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۵ - بشکست دل تنگ من خسته کزین دست...

1

بشکست دل تنگ من خسته کزین دست

مشاطه سر زلف پریشان تو بشکست

2

دارم ز میان تو تمنای کناری

خود را چو کمر گر چه به زر بر تو توان بست

3

عمری و بافسوس ز دستت نتوان داد

عمر ار چه به افسوس برون می رود از دست

4

از دیده بیفتاده سرشکم که بشوخی

بر گوشه چشم آمد و برجای تو بنشست

5

تا حاجب ابروت چه در گوش تو گوید

کارد همه سر سوی بنا گوش تو پیوست

6

ای دانه مشکین تو دام دل عشاق

از دام سر زلف تو آسان نتوان جست

7

معذورم اگر نیستم از وصل تو آگاه

کانرا خبرست از تو کش از خود خبری هست

8

گویند که خواجو برو از عشق بپرهیز

پرهیز کجا چشم توان داشتن از مست

متن شعر کپی شد.