کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۷ - چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست...

1

چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست

بیا که عمر من این پنجروز معدودست

2

مقیم کوی تو گشتم که آستان ایاز

بنزد اهل حقیقت مقام محمودست

3

دلم ز مهر رخت می کشد بزلف سیاه

چرا که سایه زلف تو ظل ممدودست

4

من از وصال تو عهدیست کارزو دارم

که کام دل بستانم چنانکه معهودست

5

ز بسکه دل بربودی چو روی بنمودی

گمان مبر که دلی در زمانه موجودست

6

اگر چنانکه کسی را ز عشق مقصودیست

مرا ز عشق تو مقصود ترک مقصودست

7

دلم ز زلف تو بر آتشست و می دانم

که سوز سینه پر دود مجمر از عودست

8

چه نکهتست مگر بوی لاله و سمنست

چه زمزمه ست مگر بانک زخمه عودست

9

اگر مراد نبخشد بدوستان خواجو

خموش باش که امساک نیکوان جودست

متن شعر کپی شد.