کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۹ - وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست...

1

وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست

آنکه دزدیده در آن دیده خونخوار تو دیدست

2

چون کشد وسمه کمان دو کمان خانه ابروت

گر چه پیوسته کمان بر مه و خورشید کشیدست

3

جفت این طاق زمرد شد از آنروی چو گیسو

طاق فیروزه ابروی تو پیوسته خمیدست

4

سر زلفت ببریدند و ببالات خوش افتاد

یا رب آن شعر سیه برقد خوبت که بریدست

5

آن خط سبز که از شمع رخت دود برآورد

دود آهیست که در آتش روی تو رسیدست

6

ای خوش آن صید که وقتی بکمند تو در افتاد

خرم آنمرغ که روزی بهوای تو پریدست

7

باد را بر سر کوی تو مجالست و مرا نیست

خنک آن باد که بر خاک سر کوت وزیدست

8

رقمی چند بسرخی که روان در قلم آمد

اشک شنگرفی چشمست که بر نامه چکیدست

9

خواجو از شوق رخت بسکه کند سیل فشانی

همه پیرامنش از خون جگر لاله دمیدست

متن شعر کپی شد.