کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۰ - چو از برگ گلش سنبل دمیدست...

1

چو از برگ گلش سنبل دمیدست

ز حسرت در چمن گل پژمریدست

2

به عشوه توبه شهری شکستست

به غمزه پرده خلقی دریدست

3

ز روبه بازی چشم چو آهوش

دلم چون آهوی وحشی رمیدست

4

چه رویست آنکه در اوصاف حسنش

کمال قدرت بیچون پدیدست

5

چو نقاش ازل نقش تومی بست

ز کلکش نقطه ئی بر گل چکیدست

6

تو گوئی در کنارت مادر دهر

بشیر بیوفائی پروریدست

7

ز گلزار جنان رضوان بصد سال

گلی چون عارض خوبت نچیدست

8

پریشانست زلفت همچو حالم

مگر حال پریشانم شنیدست

9

مسلمانان چه زلفست آن که خواجو

بدان هندوی کافر بگرویدست

متن شعر کپی شد.