کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶ - ای لبت باده فروش و دل من باده پرست...

1

ای لبت باده فروش و دل من باده پرست

جانم از جام می عشق تو دیوانه و مست

2

تنم از مهر رخت موئی و از موئی کم

صد گره در خم هر مویت و هر موئی شست

3

هر که چون ماه نو انگشت نما شد در شهر

همچو ابروی تو در باده پرستان پیوست

4

تا ابد مست بیفتد چو من از ساغر عشق

می پرستی که بود بیخبر از جام الست

5

تو مپندار که از خودخبرم هست که نیست

یا دلم بسته بند کمرت نیست که هست

6

آنچنان در دل تنگم زده ئی خیمه انس

که کسی را نبود جز تو درو جای نشست

7

همه را کار شرابست و مرا کار خراب

همه را باده بدستست و مرا باد بدست

8

چو بدیدم که سر زلف کژت بشکستند

راستی را دل من نیز بغایت بشکست

9

کار یاقوت تو تا باده فروشی باشد

نتوان گفت بخواجو که مشو باده پرست

متن شعر کپی شد.