کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۷ - ای لبت میگون و جانم می پرست...

1

ای لبت میگون و جانم می پرست

ما خراب افتاده و چشم تو مست

2

همچو نقشت خامه نقاش صنع

صورتی صورت نمی بندد که بست

3

دین و دنیا گر نباشد گو مباش

چون تو هستی هر چه مقصودست هست

4

در سر شاخ تو ای سرو بلند

کی رسد دستم بدین بالای پست

5

تا نگوئی کاین زمان گشتم خراب

می نبود آنگه که بودم می پرست

6

مست عشق آندم که برخیزد سماع

یکنفس خاموش نتواند نشست

7

آنکه از دستش ز پا افتاده ام

کی بدست آید چو من رفتم ز دست

8

دل درو بستیم و از ما درگسست

عهد نشکستیم و از ما برشکست

9

باز ناید تا ابد خواجو به هوش

هر که سرمست آمد از عهد الست

متن شعر کپی شد.